برای فهمیدن اینکه یک سامانه چطور تصمیم می‌گیرد، همیشه لازم نیست از آن بخواهیم توضیحی قانع‌کننده بنویسد. گاهی بهتر است ببینیم در یک موقعیت کنترل‌شده چه انتخابی می‌کند: از الگوی آشنا پیروی می‌کند یا برای به‌دست‌آوردن اطلاعات تازه هزینه می‌دهد؟

در پژوهشی دربارهٔ استدلال و استنباط فعال، شرکت‌کنندگان با مسئله‌ای ساده دربارهٔ حرکت چند توپ روبه‌رو شدند. انتخاب‌ها نشان می‌داد افراد فقط نتیجهٔ محتمل را دنبال نمی‌کنند؛ گاهی اطلاعاتی را می‌خواهند که ساختار مسئله را روشن‌تر کند. این نوع طراحی، استدلال را به رفتار قابل‌اندازه‌گیری نزدیک می‌کند.

این نتیجه را نباید شاهدی دانست که مدل‌های زبانی همین سازوکار ذهنی را دارند. آزمایش انسانیِ محدود دربارهٔ یک تکلیف مشخص است. برای من ارزش ایده در پرسش روش‌شناختی آن است: به‌جای پذیرفتن توضیح پس از تصمیم، آیا می‌توانیم تصمیم‌های کوچک را طوری طراحی کنیم که فرضیه‌های رقیب را از هم جدا کنند؟