سؤال مقاله درباره خودِ هوش مدل نیست؛ درباره رابطه انسان و ابزار است. اگر یادآوری، نوشتن و تصمیمگیری را مدام به مدل زبانی بسپاریم، استفاده از ابزار از انتخاب موقت به عادت و بعد وابستگی پایدار تبدیل میشود. نویسندگان با مدلی جمعیتی شبیه مدلهای اپیدمیولوژی نشان میدهند این گذار میتواند ناگهانی باشد: پس از عبور از یک آستانه، افزایش کوچک پذیرش به جهش سریع وابستگی پایدار میانجامد.
ارزش مقاله در جابهجایی پرسش است: از توانایی خودِ مدل به خودمختاری شناختی انسان. مرز عاملیت فقط داخل فرد یا داخل مدل نیست؛ به نحوه تقسیم کار شناختی میان انسان و ابزار بستگی دارد. اینکه چقدر از توان ارزیابی و بازیابی مستقل را نگه میداریم، سؤال معرفتشناختیِ استفاده روزمره از این ابزارهاست.
اما این یک مدل نظری است، نه مشاهده افت واقعی. مقاله هیچ شاهد علّی ارائه نمیدهد که استفاده از مدل زبانی، شناخت کاربران واقعی را ضعیف کرده باشد؛ و استعاره ویروس اگر لفظی خوانده شود گمراهکننده است. برای طراحان ابزار، پرسش کاربردیتر این است: چه اصطکاکی در رابط کاربری، برگشتپذیری را بالا میبرد بیآنکه فایده مدل را از بین ببرد؟